شعر آموزنده

 

دانی که خدا چرا ترا داده دو دست؟
بایک دست بخود رسی وبادست دگر زدیگران گیری دست

*****************************

آنچه اندر آینه بیند جوان            پیر اندر خشت بیند بیش از آن

                                                                 (مثنوي مولانا)

*******************************

با بدان منشین که صحبت بد             گرچه پاکی تو را پلید کند
آفتابی به این بزرگی را           پاره ای ابر ناپدید كند

***************************

دست طمع چو پیش کسان میکنی دراز   پل بسته ای که بگذری از آبروی خویش

****************************

اندر عجبم زرسم این مردم پست       این طایفه ی زنده کش مرده پرست
تا مَرد بوَد زنده کشندش به جفا         تا مُرد به عزت ببرندش سرِ دست

********************************

به گورستان گذر کردم کم و بیش               بدیدم حال دولتمند و درویش
نه درویش بی کفن در خاک رفته           نه دولتمند برد از یک کفن بیش

**************************

ادامه نوشته

ابیاتی پند آموز

 

 

با سلام خدمت دوستان و بازدیدکنندگان عزیز. امیدوارم طاعات و عباداتتان مقبول درگاه حق تعالی گردد . از امروز خواستم قسمتی را به وبلاگم اضافه کنم تحت عنوان ابیات پند آموز البته نمیدانم عنوان مناسبی هست یا نه؟!راستش را بخواهید دقیقا نمیدانم چه عنوانی را برایش انتخاب کنم از شما میخواهم که در نامگذاری این قسمت مرا یاری کنید. حال این قسمت شامل ابیاتی است که گاها در صحبت های روزانه آنها را بکار میبریم . مثلا در صحبت با کسی که با افراد ناباب نشست وبر خاست میکند و ما قصد راهنمایی وی را داریم به طوریکه به شخص برنخورد و ناراحت نشود. خطاب به وی میگو ئیم:

از مردم بد كار نمي آموزي            جز ناكسي و پليدي و كين توزي

دوري زبدان كن كه چو آتش باشند     نزديك به آتش چو شوي ميسوزي

یا اگر دیدید که کسی سخن چینی کسی را میکند یا قصد این کار را دارد به وی میگویید:

کم گوی و به جز مصلحت خویش مگوی      وزهرچه نپرسندت کسی بیش مگوی

گوش تو دو دادند وزبان تو یکی               یعنی که دو بشنو و یکی بیش مگوی

 

گاهی گفتن یک حرف به شخص خاصی ممکن است خیلی سخت باشد اما در قالب شعر بهتر و شیرین ترگفته میشودبه نحوی که  شخص  آزرده خاطر نمیشود و اگرهم ناراحت شود کمتر است . من از این ابیات بسیار استفاده میکنم اما سراینده بیشتر ابیات را نمیشناسم بنابراین اگر شماشاعررا میشناسید برایم در قسمت نظرات نام شاعر و شعر رابنویسید. در ضمن اگر شما هم اینچنین ابیاتی دارید ممنون میشم آنهارا برایم در قسمت نظرات بنویسید پیشاپیش از لطفتان ممنونم.

کم گوی و گزیده گوی چون در         کز اندک تو جهان شود پر

***********************

معرفت در گرانیست که به هرکس ندهند       پر طاووس قشنگ است به کرکس ندهند

***************************

نام نیکو گر بماند ز آدمی             به کزو ماند سرای زرنگار

***************************

افتادگی آموز اگر طالب فیضی              هرگز نخورد آب زمینی که بلند است

***************************

عیب کسان منگر و احسان خویش      دیده فرو بر به گریبان خویش

آینه آن روز که گیری به دست      خود شکن آن روز مشو خودپرست

**************************

دل بر این پیرزن عشوه گر دهر مبند          نو عروسیست که در عقد بسی داماد است

**************************

تا توانی میگریز از یار بد         یار بد بدتر بود از مار بد

مار بد تنها تورا بر جان زند        یار بد بر جان و بر ایمان زند

****************************

دوست مشمار آنکه در نعمت زند      لاف یاری و برادر خواندگی

دوست آن باشد که گیرد دست دوست           در پریشان حالی و درماندگی

(سعدی)

****************************

 

ادامه نوشته