نماز
از عبادتهای مسلمانان و از ارکان مهم دین اسلام است واژهٔ نماز معادل فارسی کلمه عربی صلاة یا صلوة است.نماز در نزد اهل سنت یکی از ارکان خمسه (ستونهای پنجگانهٔ دین) و در نزد شیعیان یکی از فروع دهگانهٔ دین است.
نمازهایی که بر هر مسلمان، در هر شبانهروز، واجب است عبارتاند از: نماز صبح، ظهر، عصر، مغرب و عشا. البته غیر از این نمازها، نمازهای واجب دیگری هم وجود دارند.
عدهای ازعارفان بر این باورند که تمام موجودات نیز متناسب با وضع خود در حال حمد و تسبیح خداوند هستند و به آیاتی از قرآن نظیر «و گیاه و درخت سجده میکنند» (به عربی: وَالنَّجْمُ وَالشجَرُ يَسجُدَانِ) استناد میورزند.
انسان در مسیر زندگی دنیایی خویش، لحظاتی شیرین و به یاد ماندنی را تجربه می کند که شیرینی آن، همیشه در کام وجودش ماندگار است. از بین تمام این لحظات، شیرین ترین لحظات عمر یک مؤمن واقعی، لحظاتی است که با خدای بی نیاز به خلوت نشسته و به راز و نیاز و عبادت با حضرت حق می پردازد.
البته این شیرینی را، انسانی می تواند احساس کند که طعم ایمان واقعی را از عمق جانش چشیده باشد. چنین کسی هرگز حاضر نیست که این لحظه ی زیبا و دلربا را با تمام دنیا و آنچه در آن است معاوضه نماید.
او در حال عبادت و نماز که زیباترین مصداق عبادت است، به معشوق واقعی خویش دست یافته و از خلوت با او به چنان لذّتی دست یافته که در کل این عالم، برای آن مانندی نمی بیند، و لذا به هیچ قیمتی حاضر نیست آن را از دست بدهد.
در میان عبادات، هیچ عبادتی به مانند نماز، نمی تواند قلب کوچک آدمی را به دریای بی کران رحمت الهی وصل نماید، و روح انسان را از سرچشمه ی فیوضات بی انتهای خداوند بی همتا، سیراب نماید.
لحظه ی نماز، باشکوه ترین لحظه ی ارتباط انسان سراپا نیاز به وجود مطلق بی نیاز است. در حقیقت آن لحظه ی نورانی، فرصتی است طلایی که خداوند مهربان، بر ما منّت نهاده و از سر لطف و محبّتی که به بندگانش دارد، آن را در اختیار ما قرار داده، تا در آن فرصت زیبا، بتوانیم، قلب و جان خود را از عالم طبیعت و خاک، جدا نموده و روحمان را به عالم بالا پرواز داده و در سایه ی این پرواز ملکوتی، به جان خود صفا و جلاء بخشیم.
سرور عالم، پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) در کلامی زیبا، نماز را به سر انسان تشبیه نموده و می فرماید: «مَوضعُ الصَلاةِ مِن الدینِ کَمَوضعِ الرأسِ مِنَ الجَسَد»1 ؛ جایگاه نماز در دین، همانند جایگاه سر در بدن است.
این تشبیه زیبا، در کلام نورانی حضرت بدین خاطر است که، در بدن آدمی هر عضوی از اعضاء بدن به نوبه ی خود، وظیفه ای مهمّ را عهده دار هستند، ولی در این میان نقش سر، از همه مهمّتر است، زیرا مغز که فرمانده ی بدن بوده و تصمیم گیری ها در آن انجام می گیرد، در سر انسان قرار گرفته است.
الله اکبر با نور دلربای خود به ما می گوید خدا بزرگتر است از اینکه با قلم و بیان ناچیزمان وصف شود، بزرگتر از فکر و خیال ما، بزرگتر از هوسها و وسوسه های شیطانی و جلوه های دنیا، این است آن راز نهفته در ذکر نورانی «الله اکبر»، راستی اگر واقعا خدا در نظر ما بزرگتر از هر چیزی باشد و کلمه ی «الله اکبر» از عمق جان ما برآید، دنیا با تمام جاذبه ها و جلوه هایش، در نظر ما کوچک و بی مقدار خواهد شد که نتیجه ی چنین حالتی، حضور جانانه و عاشقانه در نماز است.
بنابراین به یقین می توان گفت: بدن منهای سر، موجود بی خاصیتی است که فاقد هرگونه ارزش است، در ساختمان دین ما نیز، نماز همانند سر در بدن آدمی است، که اگر نباشد، پایه ی ساختمان دین ما، سست شده و از ارزش ساقط ميشود
بلاهاي سبك شمردن نماز
پيامبر اكرم(ص)فرمودند: هركس در نماز سستي كند خداوند هجده كيفر به او دهد :شش تا در دنيا ،سه تا هنگام مرگ ،سه تا در قبر ،سه تا در قيامت ،سه تا وقت عبور از صراط0
اما در دنيا:بركت از رزق وزندگي اش بردارد ؛نور از صورتش بر مي گيرد ،بهره اي از اسلام به وي ندهد ،دعاي صالحان در حقش را مستجاب نكند ؛ودعايش را مستجاب نكند 0
واما به هنگام مرگ به ذلت جان دهد ،چنان سنگيني احساس كند كه گويي كوه بر او افتاده است وچنان ضعف بر او غلبه كند كه گويي شلاق به او مي زنند ،ديگر آنكه تشنه شود به طوري كه اگر تمام آبهاي دنيا را بنوشد بازهم سيراب نشود، سوم آنكه گرسنه گردد چنان كه اگر تمام غذاهاي دنيا را بخورد سير نشود
واما در قبر غصه ي شديد وتاريكي ،تنگي قبر وعذاب تا قيامت ومحروميت از بشارت ملائكه ي رحمت.
اما در محشر :به صورت حيوان محشور شود ؛نامه ي عملش را به دست چپش دهند وحسابش طولاني شود 0
واما بر پل صراط :خدا با او نظر رحمت نفرمايد واز گناه پاكش نكند ،عوضي از او نپذيرد وهزار سال براي حساب نگاهش دارد ؛سپس اورا وارد جهنم كند ؛چنان كه خداوند فرمايد چه چيز شما را با دوزخ كشاند ؟گويند ما از نماز گزاران نبوديم
درمان بیماریهای روحی با نماز
در دنيايي كه در آن به سر ميبريم به دليل پيشرفت روز افزون علم و تكنولوژي و ماشيني شدن
جوامع و توجه بيش از پيش بشر امروزي به ماديات و كمتر پرداختن او به حيطه معنويات،
عصري است كه بيش از 85 درصد افراد در جوامع مختلف به نوعي از بيماريهاي رواني رنج
ميبرند و تنها راه درمان خود را توسل به جستن به انواع داروهاي آرام بخش و روان گردان
ميدانند كه اين نوع روش درماني در واقع نوعي روش مسكن بوده و نمي تواند علاجي قطعي
براي ريشه كن نمودن ناهنجاريهاي رواني باشد.
آنچه حائز اهميت است اين است كه پيشرفت قابل ملاحظه و بسيار سريع علم بخصوص در حيطه روانپزشكي و روانشناسي نتوانسته است خلائي را كه در اثر جدايي انسان امروزي از معنويت به آن دچار شده و سرآغاز بسياري از پوچيها و خودكشيها و اختلالات رواني و رفتاري ميباشد، پر نمايد و براي آن راه و چارهاي بيانديشد. در مقابل ايمان و اعتقاد به يك منبع لايزال الهي و استعانت جستن از او در مواقع گرفتاري، اعتقاد به مرگ و وجود جهاني پس از آن،ايمان به كتابي مقدس و ديني كه از سوي آفريدگار انسان براي هدايت او نازل شده و …روشي است كه ميتواند انسان پريشان و مضطرب امروزي را درمان نموده و او را به سرمنزل هدايت و سعادت سوق دهد. اين روش كه روشي معنوي و الهي ميباشد، قدمتي به درازاي عمر بشر داشته و كاملترين راه را براي نجات انسانها انتخاب نموده است. در ميان روشهاي سعادت بخش ديني، دين اسلام بهترين و جامع ترين دين الهي بوده و داراي اصول و بخشهاي متنوع و مختلفي است.
يكي از بهترين دستورات اين دين مقدس، سفارش زياد پيشوايان الهي آن به انجام دادن فريضه نماز است. نماز كه وسيله شكر و مايه پاكي و سعادت انسان محسوب ميشود، معراج مومن بوده و بهترين نردبان قرب و نزديكي به ذات احديت و خداي واحد است. نماز چشمه جوشان خير و بركت، كليد گشايش مشكلات، شست و شو دهنده دل، روح عرفان و اخلاص و برترين شعار پيامبران و امامان(ع) ميباشد.
اهميت و ارزش والاي نماز به حدي است كه نبي اكرم(ص) در 1400 سال پيش در مورد اهميت و فضليت نماز ميفرمايند: همانا در ديني كه نماز نداشته باشد خيري نيست. امام صادق(ع) كه ششمين پيشواي شيعيان است، در مورد فضليت نماز ميفرمايند: همانا بهترين عمل درروز قيامت نزد خداوند نماز است. در برخي روايات آمده است كه هيچ فرقي بين مسلمان و كافر وجود ندارد الا در نماز. اين سخنان ما را به اهميت و ارزش بسيار زياد نماز و سعي در انجام دادن نمازي با اخلاص و همراه با توجه قلب رهنمون ميسازد.
پيشوايان و امامان ما از حدود 14 قرن پيش به صور مختلف ما را به ارزش درمانبخشي وسلامت زاي نماز در درمان بسياري از ناهنجاريهاي فكري و آشفتگيهاي روحي انسانها آگاه ساخته اند و اكنون كه اين اختلالات رواني و اضطرابها و روان پريشيها در انسان قرن بيست ويكم بيش از پيش ديده ميشود، ارزش سفارشات آنها در مورد محبوب ترين عمل در نزد خداوند يعني نماز دو چندان شده است و اين چيزي است كه در جهان مترقي و به ظاهر متمدن امروزي متروك شده و يا بسيار كم به آن توجه شده است. در واقع آنچه كه بشر دانشمند امروز از قلم انداخته اين است كه به دنبال پيشرفت علم در سايه توجه به دستورات ديني بخصوص دين اسلام نبوده و از اين موضوع مهم غافل شده كه هر آنچه علم در طي مسير پيشرفت خود بدان دست مييابد همان است كه شكل دقيق و بي عيب و نقص آن در كاملترين مكتب ديني يعني اسلام و بخصوص در تعبيرهاي علمي پيشوايان شيعه(ع) مورد بحث و بررسي قرار گرفته است
يكي از تعابير علمي دين اسلام، سفارش موكد به انجام نماز بوده كه ميتواند سر آغاز درمان بسياري از بيماريهاي جسمي و روحي باشد. در همين راستا در اين كتاب سعي بر آن شده كه به معرفي و چگونگي درمان حدود 40 بيماري مختلف جسمي و روحي بر اساس اصول علم با نماز پرداخته شود.