تبریک سال نو

 

 

به نام خالق یکتای نــوروز و بهــار

با تقدیم گرم ترین سلام و درودی عیدانه حضور یکایک شما دوستان گرامی و با آرزوی اینکه با روحیه ای بانشاط و انگیزه ای هر چه تمامتر روزهای خوب و دلپذیر آغاز سال نــو و بهار باشکوه طبیعت رو پذیرا باشید. تو این روزهایی که خیلی زود داره به شب میرسه و با شتابی غیرقابل وصف از دیوار شب عبور می کنه تا خودش رو به آخرین منزل سال پیوند بزنه، انگار که با یک شمارش معکوس دفتر ایام سریعتر از قبل دارن ورق میخورن تا طومار سال 90 پیچیده بشه و نــوروز 91 خودنمایی کنه. چراکه همه ما ایرانیان با بهانه یا بی بهانه در تدارک هستیم تا آهنگ طبیعت و بهار رو با آمدن نوروز باستانی در وجودمان طنین انداز کنیم و فصل زیبای دیگری از زندگی رو با یمن و خجستگی جشن بگیریم.

 

ادامه نوشته

مناسبت های بهمن ماه در گاهشمار ایران باستان

بهـمن ماه
دوم بهمن/ بهمن روز
جشن «بهمنگان»، جشنی در ستایش و گرامیداشت «بهمن» (در اوستایی «وُهومَـنَه»، در پهلوی «وَهْـمَـن») به معنای «اندیشه نیک» و بعدها یکی از اَمْشاسْپَندان. در این روز آشی به نام «آش بهمنگان» یا «آش دانگو» به صورت گروهی پخته می‌شده است که نام «دانگو/ دانگی» برگرفته از همین سنت اشتراکی آن است.
پنجم بهمن/ سپندارمذ روز
پنج روز پیش از جشن سده و جشنی به نام «نوسره».
دهم بهمن/ آبان روز
شامگاه این روز، هنگام جشن بزرگ «سَـدَه/ سده‌سوزی» در چهلمین روزِ پس از «یلدا» (زایش خورشید)و صدمین روز پس از اول آبان. متون کهن جشن سده را در آبان‌روز از بهمن‌ماه و در «چلّه» زمستان دانسته‌اند که برابر با دهم بهمن‌ماه می‌شود. جشن سده در نواحی گوناگون با نام‌های مختلفی شناخته می‌شود: در خراسان «سَـرِه»، در حوالی اراک «جشن چوپانان»، در خمین «کُـردِه»، در دلیجان «هَله‌هَله» و در بدخشان تاجیکستان به نام «خِـرپَـچار» دانسته شده است. بتازگی زرتشتیان نیز کوشش می‌کنند تا این جشن را برگزار کنند. در فراهان، سنگسرِ سمنان و جاهایی دیگر، چهار روز پیش و پس از سده را «چاروچار» و سردترین شب‌ها می‌دانند که سده در میانه آن جای گرفته است. همچنین هنگام جشن و نمایش «کوسه‌ناقالدی» که دو نفر در کوچه‌ها به نوازندگی و سرودخوانی می‌پردازند. یکی از این دو نفر نقش «کوسه» و دیگری نقش «تَـکِـه/ تگه» (بُـز نر) را به عهده می‌گیرد. «کوسه» با پوشیدن جامه‌های خنده‌آور، دست و صورت خود را سیاه کرده و «تکه» پوست بزی با دو شاخ بر سر کشیده و دست و صورت خود را سپید می‌کند. گاه پسر نوجوانی نیز در نقش زنِ کوسه به نمایش می‌پردازد. این مراسم در گیلان نیز با نام «آینه تکم» برگزار می‌شود. این نمایش شباهت فراوانی با «کوسه‌سواری» (← یکم اسفند) و نیز «حاجی‌فیروز» نوروزی دارد و بی‌تردید با آیین‌های «باران‌خواهی» در پیوند است. پیوند دادن جشن سده به هوشنگ‌شاه، اشتباهی متداول و ناشی از دخل‌و‌تصرف در شاهنامه فردوسی بوده است. مهمترین دلیل پیدایش این جشن، انجام آیین‌هایی نمادین برای کاستن از شدت سرما و نیز چهلمین زادروز خورشید است.
پانزدهم بهمن/ دی به مهر روز
جشن میانه زمستان و گاهنباری فراموش شده که دلیل فراموشی آن دانسته نیست. با این وجود برخی دیگر از جشن‌های میانه زمستان، بازمانده‌ای از این گاهنبار هستند. همچنین آغاز سال نو در تقویم‌های شمال‌‌غربی هندوکش در افغانستان امروزی؛ آغاز سال نو در تقویم‌های محلی لرستان، بختیاری و کردستان (بنام «وهار کردی»). همچنین هنگام جشن مهرگان («میر ما/ مهرماه»)در تقویم طبری؛ و نیز همین ایام، زمان برگزاری جشن «پیر شالیار/ پیر شهریار» در «اورامانات» کردستان.
بیست و دوم بهمن/ باد روز
جشنی بنام «بادروزی» یا «کژین» در گرامیداشت «بـاد» در اوستایی «واتَـه» و ایزد نگاهبان آن با همین نام که از بزرگترین ایزدان ایرانی در باورهای «زَروانی/ زُروانی» بشمار می‌رفته است. کوشیار گیلانی در «زیج جامع» از آن با نام «باذ وره» یاد کرده است. این جشن نیز با بازار همگانی همراه بوده و در آن روز ریسمان‌هایی از نخ هفت‌رنگ را به آغوش باد می‌سپرده‌اند.
بیست و پنجم بهمن/ ارد روز
برابر ۱۳ یا۱۴ فوریه و جشن آتش ارمنیان به نام «دِرِندِز».
سی‌ام بهمن/ انارام روز
جشن آبریزگان دیگری که با نام «آفریجگان» نیز شناخته شده است. همچنین هنگام جشن مهرگان («میر ما») در تقویم دَیلمی و در گیلان

شب یلدا چه شبی است؟

شب یَلدا یا شب چلّه بلندترین شب سال در نیم‌کره شمالی زمین است. این شب به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰ آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) اطلاق می‌شود. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام شب یلدا را جشن می‌گیرند.

این شب در نیم‌کره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن زمان به بعد طول روز بیش‌تر و طول شب کوتاه‌تر می‌شود

یلدا» واژه‌ایست به معنای «تولد» برگرفته از زبان سریانی که از شاخه‌های متداول زبان «آرامی» است. زبان «آرامی» یکی از زبان‌های رایج در منطقه خاورمیانه بوده‌است. برخی بر این عقیده‌اند که این واژه در زمان ساسانیان که خطوط الفبایی از راست به چپ نوشته می‌شده، وارد زبان پارسی شده‌است.

واژه «یلدا» به معنای «زایش زادروز» و تولد است. ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر می‌شوند و تابش نور ایزدی افزونی می‌یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می‌خواندند و برای آن جشن بزرگی برپا می‌کردند و از این رو به دهمین ماه سال دی (به معنای روز) می‌گفتند که ماه تولد خورشید بود. واژه دی dey از day پهلوی و از dadhva اوستایی آمده است که به معنی خداوند و آفریدگار است و این واژه با day انگلیسی که خود از daeg و tag ژرمنی متقدم آمده است مرتبط نمی باشد! ماه دی در تقویم مذهبی ایران باستان آغاز سال نو مذهبی بوده است. چنان که میراث آن از راه میترائیسم به مسیحیت و تقویم امروزی نیز رسیده است.

پیشینهٔ جشن

یلدا و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است. مردم روزگاران دور و گذشته، که کشاورزی، بنیان زندگی آنان را تشکیل می‌داد و در طول سال با سپری شدن فصل‌ها و تضادهای طبیعی خوی داشتند، بر اثر تجربه و گذشت زمان توانستند کارها و فعالیت‌های خود را با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان تنظیم کنند.

آنان ملاحظه می‌کردند که در بعضی ایام و فصول روزها بسیار بلند می‌شود و در نتیجه در آن روزها، از روشنی و نور خورشید بیشتر می‌توانستند استفاده کنند. این اعتقاد پدید آمد که نور و روشنایی و تابش خورشید نماد نیک و موافق بوده و با تاریکی و ظلمت شب در نبرد و کشمکش‌اند. مردم دوران باستان و از جمله اقوام آریایی، از هند و ایرانی - هند و اروپایی، دریافتند که کوتاه‌ترین روزها، آخرین روز پاییز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدریج بلندتر و شب‌ها کوتاهتر می‌شوند، از همین رو آنرا شب زایش خورشید نامیده و آنرا آغاز سال قرار دادند. بدین‌سان در دوران کهن فرهنگ اوستایی، سال با فصل سرد شروع می‌شد و در اوستا، واژه Sareda, Saredha «سَرِدَ» یا «سَرِذَ» که مفهوم «سال» را افاده می‌کند، خود به معنای «سرد» است و این به معنی بشارت پیروزی اورمزد بر اهریمن و روشنی بر تاریکی است. در آثارالباقیه ابوریحان بیرونی، ص ۲۵۵، از روز اول دی ماه، با عنوان «خور» نیز یاد شده‌است و در قانون مسعودی نسخه موزه بریتانیا در لندن، «خُره روز» ثبت شده، اگرچه در برخی منابع دیگر «خرم روز» نامیده شده‌ است.در برهان قاطع ذیل واژه «یلدا» چنین آمده‌ است:

  • «یلدا شب اول زمستان و شب آخر پاییز است که اول جَدی و آخر قوس باشد و آن درازترین شب‌هاست در تمام سال و در آن شب و یا نزدیک به آن شب، آفتاب به برج جدی تحویل می‌کند و گویند آن شب به غایت شوم و نامبارک می‌باشد و بعضی گفته‌اند شب یلدا یازدهم جدی است.»

تاریکی نماینده اهریمن بود و چون در طولانی‌ترین شب سال، تاریکی اهریمنی بیشتر می‌پاید، این شب برای ایرانیان نحس بود و چون فرا می‌رسید، آتش می‌افروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیطانی نابود شده و بگریزند، مردم گرد هم جمع شده و شب را با خوردن، نوشیدن، شادی و پایکوبی و گفتگو به سر می‌آوردند و خوانی ویژه می‌گستردند، هرآنچه میوه تازه فصل که نگاهداری شده بود و میوه‌های خشک در سفره می‌نهادند. سفره شب یلدا، «میَزد» Myazd نام داشت و شامل میوه‌های تر و خشک، نیز آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان، «لُرک» Lork که از لوازم این جشن و ولیمه بود، به افتخار و ویژگی «اورمزد» و «مهر» یا خورشید برگزار می‌شد. در آیین‌های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می‌گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده‌ها و فرآورده‌های خوردنی فصل و خوراک‌های گوناگون، خوراک مقدس مانند «میزد» نیز نهاده می‌شد.

ایرانیان گاه شب یلدا را تا دمیدن پرتو پگاه در دامنهٔ کوه‌های البرز به انتظار باززاییده‌ شدن خورشید می‌نشستند. برخی در مهرابه‌ها (نیایشگاه‌های پیروان آیین مهر) به نیایش مشغول می‌شدند تا پیروزی مهر و شکست اهریمن را از خداوند طلب کنند و شب‌هنگام دعایی به نام «نی ید» را می‌خوانند که دعای شکرانه نعمت بوده‌است. روز پس از شب یلدا (یکم دی ماه) را خورروز (روز خورشید) و دی گان؛ می‌خواندند و به استراحت می‌پرداختند و تعطیل عمومی بود (خرمدینان، این روز را خرم روز یا خره روز می‌نامیدند).خورروز در ایران باستان روز برابری انسان‌ها بود در این روز همگان از جمله پادشاه لباس ساده می‌پوشیدند تا یکسان به نظر آیند و کسی حق دستور دادن به دیگری نداشت و کارها داوطلبانه انجام می‌گرفت نه تحت امر. در این روز جنگ کردن و خونریزی حتی کشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود این موضوع را نیروهای متخاصم با ایرانیان نیز می‌دانستند و در جبهه‌ها رعایت می‌کردند و خونریزی به طور موقت متوقف می‌شد و بسیار دیده شده که همین قطع موقت جنگ به صلح طولانی و صفا تبدیل شده‌ است. در این روز بیشتر از این رو دست از کار می‌کشیدند که نمی‌خواستند احیاناً مرتکب بدی شوند که آیین مهر ارتکاب هر کار بد کوچک را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می‌شمرد. ایرانیان به سرو به چشم مظهر قدرت در برابر تاریکی و سرما می‌نگریستند و در خورروز در برابر آن می‌ایستادند و عهد می‌کردند که تا سال بعد یک سرو دیگر بکارند.

ادامه نوشته

جشن نوروز

 

 

 سال ٣٧٤٩ ایرانی برابر با ١٣٩٠ خورشیدی
 
جشن نوروز جمشیدی، روز اهورامزدا، روز نخست فروردین ماه، آغاز بهار در روی زمین بر پایه‌ی سنجده‌ترین اندازه‌گیری اخترشناسی و گاهشماری جهان است. جشن نوروز بزرگترین و باشكوه‌ترین جشن كهن در همه‌ی شهرپ‌های (ساتراپ‌های، ایالات) ایران بزرگ است.
جشن نوروز را بسیاری از بزرگان باشكوه‌ترین جشن جهان نامیده‌اند كه از روزگار بسیار دور برای ما به یادگار مانده است. ریشه‌ی میتُختی (اسطوره‌ای) آن را به جمشید شاه پیشدادی پیوند می‌دهند، همچنان كه این جشن تا به امروز به نام جشن نوروز جمشیدی آوازه‌مند است. جشن نوروز از نخستین روز بهار همراه با شكوفه‌ی درختان و سرسبزی نهاد (طبیعت) همراه با شادی آغاز می‌شود. 
 جشن نوروز پر از فرزانش و ميتُخت‌های (اسطوره‌های) ایرانی‌ است كه در اين نوشتار نمی‌گنجد‌. اگر به گذشته باز گردیم و آیین‌های فراموش شده‌ایی همچون بابانوروز (عمو نوروز)، خواجه پیروز (حاجی فیروز)، پنجه یا بهیزك و... را نیز با آن بیفزاییم، خواهیم دید كه جشن نوروز بسیار گسترده‌تر از آن چیزی است كه امروز است.
   
هفت سین
یكی از آیین پیك نوروزی، سفره‌ هفت سین است كه شمار آن از هفت امشاسپندان آیین زرتشت سرچشمه می‌گیرد. هفت امشاسپند نام هفت فرشته نیستند! نام یكی از این هفت امشاسپند نام خود اهورامزدا و شش تای دیگر نام فروزگان (صفات خدایی) اهورامزدا است. هفت سين بدين شمارند:
سیر: نماد اهورامزدا
سبزه: نماد اردیبهشت امشاسپند، راستی
سیب: نماد سپندارمد امشاسپند، مهرورزی و فروتنی
سنجد: نماد خورداد امشاسپند، رسایی و دلدادگی
سركه: نماد امرداد امشاسپند، جاودانگی
سمنو: نماد شهریور امشاسپند، توانایی و باروری
سماك (سماق): نماد بهمن امشاسپند، منش نیك

برخی می‌گویند كه هفت سین در آغاز هفت شین بوده و شراب هم بر سر سفره هفت سین می‌گذاشتند، كه نادرست است چون شراب واژه‌ای اربی (عربی) است. برخی هم می‌گویند هفت چین بوده و ریشه‌ی آن را از چیدن هفت باردان (ظرف) چینی بر خوان نوروز می‌دانند كه باز نادرست است چون نوروز و هفت سین بسیار پیش از آمدن چینی به ایران برگزار می‌شد.
 
شادروان دكتر بهرام فره وشی در جهان فروری، ریشه واژه هفت سین را از چیدن "هفت سینی" بر خوان نوروزی می‌داند كه به آن هفت سینی می ‌گفتند و هفت خوراكی را در سینی می‌گذاشتند! با  گذشت زمان و افتادن "ی" پایانی آن به گونه هفت سین در آمد. به گفته دكتر بهرام فره وشی هنوز هم در برخی از روستاهای ایران این سفره را، سفره‌ هفت سینی می‌ گویند.
 
درباره‌ی هفت سین دكتر ناصر انقطاع می‌گوید: نكته‌ی در خور نگرش درباره‌ی هفت سین‌های باستانی و كهن كه از زمان باستان تا امروز، از سوی نیاكان ما بر خوان نوروزی می‌نهادند این است كه، هفت سین ها باید دارای این پنج ویژگی باشند:
یك: نام آنها پارسی باشند.
دو: با بندواژه‌ی (حرف) سین آغاز شوند.
سه: دارای ریشه‌ی گیاهی باشند.
چهار: خوردنی باشند.
پنج: نام آنها از واژگان آمیختاری، مانند سبزی پلو، سیرترشی، سیب زمینی و مانند آنها، ساخته نشده باشند.
با نگرش به پنج بند بالا، میبینیم كه، سیب، سیر، سماك (سماق)، سركه، سمنو، سبزی یا سبزه و سنجد همه دارای این پنج ویژگی هستند. بر این پایه:
سنبل، (به پارسی خوشه) نه خوراكی است و نه پارسی، اربی است.
سكه (به پارسی تَنكه یا سِتر یا سیكو) نه خوراكی است و نه پارسی، اربی است.
سماور نه خوراكی است و نه پارسی، روسی است. همچنین سوزن و سیخ و سه پایه و مانند اینها.
با نگرش به آنچه كه آمد، در بیست میلیون واژگان پارسی، نمی‌توان هشتمی را برای هفت سین‌های نوروزی یافت كه دارای این پنج ویژگی باشند.

نشان سالگشت (تحویل سال)
بر سفره هفت سین، تخم‌ مرغ را روی آینه می‌گذارند یا برگ سبز و نارنج را در كاسه آب می‌اندازند و گویند هنگام سالگشت تخم مرغ یا برگ سبز و نارنج تكان خواهند خورد.
بر پایه‌ی میتُخت‌های (اسطوره‌های) زیبای ایرانی، در میان دریای بیكران، یك ماهی شناور است كه گاوی را بر پشت دارد و زمین بر شاخ گاو نهاده شده است. به هنگام سالگشت گاو زمین را از یك شاخ به شاخ دیگر می‌اندازد و همین مایه لرزش زمین می شود و در پی آن تخم ‌مرغی كه روی آینه گذاشته‌اند یا برگ سبز و نارنجی كه در كاسه آب انداخته‌اند، می‌چرخد.

نیایش سفره‌ی هفت سین
نیایش « یا مقلب القلوب و...»  كه سر سفره‌ی هفت سین خوانده می‌شود، در زمان صفوی نوشته شده است و به هيچ روی ريشه‌ی اربی (عربی) ندارد.
چون نوروز یك جشن ایرانی و فراگیر است و از آن همه‌ی تیرگان ایرانی با زبان‌ها و كیش‌ها و نژادهای گوناگون است، پس درخور است كه این نیایش را به پارسی كه زبان هَنباز (مشترك) همه‌ی ایرانیان است بر سر سفره‌ی هفت سین بخوانیم. برگردان پارسی این نیایش:

ای گرداننده‌ی دل‌ها و دیدگان
ای آن كه شب و روز را گذارده‌ای
ای آن كه سان و روز را دگرگون می‌سازی
روزگار ما را به بهترین دگرگون كن

ماهی كرمز (قرمز)
گویا ماهی كرمز آیین چینی بوده كه هشتاد سالی است كه به ایران آمده است. هر سال هزاران ماهی كرمز كرپانی (قربانی) می‌شوند، از این رو بیایید ماهی كرمز را از سفره‌های هفت سین بزداییم.

فردوسی و جشن نوروز
به جمشید بر، گوهر افشاندند      مر آن روز را روز نو خواندند
سر سال نو هرمز و فروردین     بر آسوده از رنج، تن دل، زكین
بزرگان به شادی بیاراستند        می و جام و رامشگران خواستند
چنین روز فرخ از آن روزگار     بمانده از آن خسروان یادگار

نخستین بامداد نوروز
زرتشتیان و یا ایرانیان کهن د‌ر نخستین بامداد نوروز در كنار چهارچوب پایین در ورودی خانه اندكی آویشن میریزند كه نشان برپایی جشن در آن خانه است. آنان در نخستین روز سال نو به نیایشگاه مكان زندگی خود می روند تا سال نو را با همبستگی با یكدیگر و نیایش به درگاه اهورامزدا آغاز نمایند و سپس مانند هر ایرانی دیگر به دیدار بزرگان، خویشاوندان و آشنایان میروند.
نوروز شما فرخنده باد!
 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

چهارشنبه سوري

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدچهارشنبه سوري تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

سلام دوستان عزیز چیزی تا چهارشنبه آخر سال نمانده به همین خاطر خواستم مطلبی در باب پیشینه این روز برایتان بنویسم امیدوارم برای شما هم جالب و جذاب باشه برای خودم که خیلی جالب بود. در ضمن مواظب خودتون باشید به خاطر یک خوشی جون خودتونو از دست ندین ویا خودتونو ناقص نکنید لطفا نظرتونو در مورد مطالب بگذارید منتظر نظرات و پیشنهاداتتون هستم.


چهارشنبه سوري جشن چهارشنبه سوري به همراه ديگر آيين آن با گوناگوني و زيبايي بسيار و آواز و ترانه هاي شادي بخش و بزم و پايکوبي در همه سرزمين ايران بزرگ از چند هزار کيلومتري کردستان تا چين برگزار مي شود. گستره برگزاري اين جشن، نشان از شكوه و پايندگي فرهنگ كهن اين بوم دارد.


واژه جشن از کلمه  يسنه آمده که ريشه اوستايي دارد و به معني ستايش کردن است . بنابراين معني واژه جشن، ستايش و پرستش است . هدف از برگزاري جشن ها در ايران باستان ، ستايش پرودگار ، گردهمايي مردم، سرور و شادي، داد و دهش و بخشش به بينوايان و زيردستان بوده است

ادامه نوشته

ولنتاین ممنوع!

ولنتاین ممنوع!

جشن اسفندگان (سپندارمذگان) یکی از جشن‌های ایرانی است که در روز پنجم اسفند برگزار می‌شود. ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده‌است که ایرانیان باستان روز پنجم اسفند را روز بزرگداشت زن و زمین می‌دانستند. اگرچه منابع کهن از جمله ابوریحان این جشن را در روز پنجم اسفند ذکر کرده اند. ولی با توجه به تغییر ساختار تقویم ایرانی در زمان خیام که پس از ابوریحان میزیست، و سی و یک روزه شدن شش ماه نخست سال در گاهشماری ایرانی، تاریخ ذکر شده در منابع کهن را باید به روز رسانی کرد. امروز زرتشتیان آنرا در روز اسفند (سپندارمذ - پنجمین روز) از ماه اسفند (سپندارمذ) برابر با بیست و نهم بهمن در گاهشماری خورشیدی امروزین برگزار میکنند. عموم پژوهشگران (از جمله استادان: ابراهیم پورداوود، جلیل دوستخواه، رضا مرادی غیاث آبادی و پرویز رجبی) زمان درست این جشن را پنجم اسفند می‌دانند و ابداعات جدید در انتقال آن به 29 بهمن را نادرست می‌انگارند.

در گاه‌شماری‌های گوناگون ایرانی، علاوه بر این که ماه‌ها نام داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. برای نمونه روز نخست هر ماه «روز اورمزد»، روز دوم هر ماه، روز بهمن (سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم هر ماه، اردیبهشت یعنی «بهترین راستی و پاکی» که باز از صفات خداوند است، روز چهارم هر ماه، شهریور یعنی «شاهی و فرمانروایی آرمانی» که خاص خداوند است و روز پنجم هر ماه، «سپندارمذ» بوده‌است. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می‌ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می‌نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می‌دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را به‌عنوان نماد مهر مادری و باروری می‌پنداشتند.

در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می‌شده‌است که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن می‌شد، جشنی ترتیب می‌دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلاً شانزدهمین روز هر ماه، «مهر» نام داشت و که در ماه مهر، «مهرگان» لقب می‌گرفت و می‌بینیم که چگونه هر جشنی با معنی و مفهوم عمیق خود برای مردم شادی می‌آفرید.

روز آبان در ماه آبان جشن «آبانگان» است یعنی جشن ستایش آب و روز آذر در ماه آذر جشن «آذرگان» است یعنی جشن ستایش آتش و همین طور روز پنجم ماه دوازدهم (اسفند)، «سپندارمذ» یا «اسفندار مذ» نام داشت که جشنی با همین عنوان می‌گرفتند. «سپندارمذگان» روز زن و زمین است.

روز پنجم اسفند در همه گاه‌شماری‌های ایرانی به عنوان روز جشن اسپندار مذگان شناخته می‌شود.

در این روز مردان به همسران خود هدیه می‌دادند. مردان زنان خانواده را بر تخت شاهی می‌نشاندند و از آنان اطاعت می‌کردند و به آنان هدیه می‌دادند. این یک یادآوری برای مردان بود تا مادران و همسران خود را گرامی بدارند و چون یاد این جشن تا مدت‌ها ادامه داشت و بسیار باشکوه برگزار می‌شد همواره این آزرم و احترام به زن برای مردان گوشزد می‌گردید

 

این در حالی است که پیشینه تاریخی ولنتاین، تنها به حدود 1700سال پیش باز می‌گردد، در حالی که آیینی بسیار قدیم‌تر و با شکوه‌تر با نام «سپندارمذگان»، یا «سپندارمذ» از بیش از پنج هزار سال پیشینه در ایران برخوردار بوده و می‌توان گفت، ولنتاین کپی‌برداری شده این جشن باستانی ایرانی است. سپندار مذ لقب ملي زمين است؛ يعني گستراننده، مقدس، فروتن. زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي‌ورزد.

در حالی که دشمنان ایران زمین از راه‌های گوناگون، می‌کوشند ایرانیان را هر چه بیشتر نسبت به فرهنگ ملی خود بیگانه کنند و متأسفانه در این راه موفقیت‌هایی هم به دست آورده‌اند، می‌بینیم در این روز‌ها بسان چند سال گذشته، جوانان ایرانی غافل از داشته‌های فرهنگ ملی و آیین‌های غرور انگیز کهن ایران زمین به تقلید از جوانان غربی در تدارک مراسمی به عنوان «ولنتاین» می‌کوشند.
این در حالی است که پیشینه تاریخی ولنتاین، تنها به حدود 1700سال پیش بازمی‌گردد، حال آن که آیینی بسیار قدیم‌تر و با شکوه‌تر با نام «سپندارمذگان» یا «سپندارمذ» از بیش از پنج هزار سال پیشینه در ایران برخوردار بوده و می‌توان گفت، ولنتاین کپی‌‌برداری شده این جشن باستانی ایرانی است.

 

روز والنتین یا والنتاین، (روز عشاق و یا روز عشق‌ورزی) عیدی در روز چهاردهم فوریه (۲۵ بهمن‌ ماه و بعضی سال‌ها ۲۶ بهمن‌ ماه) و در برخی فرهنگ‌ها روز ابراز عشق است. تاریخچه کامل و دقیق والنتین در دست نیست؛ اما آنچه از پیشینه این روز می‌دانیم با افسانه درآمیخته ‌است.

 

در سده سوم میلادی که مطابق می‌شود با اوایل شاهنشاهی ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده‌ به نام کلاودیوس دوم (Claudius II) که بر این باور بود، مردان مجرد نسبت به آنانی که همسر و فرزند دارند، سربازان جنگجوتر و بهتری هستند. از این روی، ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم قدغن می‌کند.
کلاودیوس به قدری بی‌رحم و فرمانش به اندازه‌ای قاطع بود که هیچ کس جرأت کمک به ازدواج سربازان را نداشت. (شایان ذکر است که در آن هنگام، هنوز امپراتوری روم، به آیین مسیحیت نگرویده بود و این امر تقریباً چهل سال پس از دوران کلاودیوس دوم، یعنی در دوران کنستانتین اول، موسوم به کنستانتین کبیر صورت گرفت). اما کشیشی به نام والنتین (والنتیوس)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می‌کرد... .

هنگامی که والنتین در زندان بود، یکی از زندانبانان، دختری نابینا داشت که به زندان می‌آمد و به تفصیل با وَلِنتَین سخن می‌گفت و درست پیش از آن که والنتین به اعدام محکوم شود، برای آن دختر نابینا کارتی فرستاد که بر روی آن نگاشته بود: «از طرف والنتین ـ تو» (From Your Valentine)»؛ اصطلاحی که تا به امروز مورد استفاده قرار گرفته و به وفور روی کارت‌های والنتین دیده می‌شود... .

 


سپندارمذگان جشن زمين و گراميداشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پيدا مي‌كردند. در اين روز، زنان به شوهران خود با محبت هديه مي‌دادند و مردان نيز زنان و دختران را بر تخت شاهي نشانده، به آنها هديه داده و از آنها اطاعت مي‌كردند.

 

هنوز نیز در برخی از گوشه‌های ایران زمین مانند اصفهان، پهله، ری و دیگر شهرهای ناحیه مرکز و غرب ایران، مراسم جشن اسفندگان همچون گذشته برگزار می‌شود، در این روز، بانوان لباس و کفش نو می‌پوشند، زنانی که مهربان، پاکدامن، پرهیزگار و پارسا بوده‌اند و در زندگی زناشویی خود فرزندان نیک را به جامعه تحویل داده، تشویق می‌‌شوند و از مردهای خود پیشکش‌هایی دریافت می‌کنند. آن‌ها در این روز از کارهای همیشگی خود در خانه و زندگی معاف شده و مردان و پسران، وظایف جاری زنانه را در خانه به عهده می‌گیرند.

بنابراین، تردید نمی‌توان داشت که در صورت بی‌توجهی به این جشن‌ها و آیین‌های ملی، استحاله ای که با حمله و تاراج بیگانگان ضد ایرانی برای فرهنگ ایرانی وجود داشته است، با شدت و حدت بیشتری ادامه خواهد یافت تا ایرانیان را هر چه بیشتر از پیشینه پر افتخار خود دور کند.

 

در گاه‌شماری‌های گوناگون ایرانی، هر ماه را سي روز حساب مي‌كردند و علاوه بر این که ماه‌ها نام داشتند، هر یک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند؛ برای نمونه، روز نخست هر ماه، «روز اورمزد» (خدای یگانه)، روز دوم هر ماه، روز بهمن (سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم هر ماه، اردیبهشت یعنی «بهترین راستی و پاکی» که باز از صفات خداوند است، روز چهارم هر ماه، شهریور یعنی «شاهی و فرمانروایی آرمانی» که خاص خداوند است و روز پنجم هر ماه، «سپندارمذ» بوده‌ است. سپندارمذ، لقب ملي زمين است؛ يعني گستراننده، مقدس، فروتن. زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي‌ورزد، زشت و زيبا را به يك چشم مي‌نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي‌دهد.

 

 

جشن سپندارمدگان روز زن

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

جشن سپندارمدگان روز زن

در اين نوشتار به هيچ روی سخن از نژاد يا كيش نيست، تنها سخن از آيين و فرهنگ كهن ايران است و بس!

جشن سپندارمدگان یا سپندارمذگان در روز سپندارمد یا سپندارمذ، در روز پنجم اسپند در گاهنامه‌ی ایرانی سال ٣٧٤٨ و برابر با بیست و نهم بهمن در گاهنامه‌ی خورشیدی سال ١٣٨٩ و برابر با هيجده فوريه ٢٠١١ است.

نام این روز در اوستایی سپِنتَ آرمییتی

 Spenta-aarmaiti

و در پهلوی سپندَرمَت

 Spand-armat

است. این واژه از دو بخش، سپنتَ یا سپند به مانی (معنی) مغدیس (مقدس) و پسوند آرمییتی یا اَرمت به مانی فروتنی ساخته شده و نام چهارمین امشاسپند است. امشاسپندان نام‌های فروزگان (صفات خدایی) اورمزد است.

  تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

در اوستا و گات‌ها اين فروزه نماد پاسداری زمين است و زمین نماد اِشك (عشق) و باروری است. سپندارمد با فداكاری به همه مِهر می‌ورزد. زشت و زیبا را همچون مادری به یك چشم می‌نگرد و در دامان پر مِهر خود می‌پروراند و آرامش می‌دهد.

 

در اوستا و گات‌ها می‌خوانيم:

"اینک زمین را می ستاییم، زمینی که ما را در بر گرفته است. ای اََهوره مَزدا! زنان را می ستاییم. زنانی را که از آن تو به شمار آیند و از بهترین اَشَه برخوردارند، می ستاییم." اوستا - یسنا ٣٨ بند ١

"دختران در گزینش همسر آزادند و پدر و مادر نمی‌توانند دخترانشان را وادار به پیوند با كسی که او دوستش ندارد، بکنند."

...

مردان در این روز زنان و دختران را بر تخت پادشاهی می‌نشاندند و به آنان از یك شاخه گل تا هر چیز دیگری پیشكشی می‌دادند و همچنين از آنان فرمان می‌بردند و كارهای آنان را انجام می‌دادند.

این روز به نام "مردگیران" یا "مژدگیران" یا "مزدگیران به مانی (معنی) پیشكشی گرفتن از مردان نیز بازگو شده است. گردیزی در نسك (کتاب) خود "زین الاخبار" می‌نویسد: "این جشن را مردگیران می‌گفتند زیرا زنان به پسند خویش و با آزادی، شوی و مرد زندگی خود را برمی گزیدند."

هنوز نیز در برخی از گوشه‌های ایران زمین مانند سپاهان (اصفهان)، پهله، ری و دیگر شهرهای كوستِ (ناحیه‌ی) كُیان (مرکز) و خورووَران (غرب) ایران، این جشن همچون گذشته برگزار می‌شود.

هر آيينه، در زمانی كه در روم و يونان و چين و مغولستان و آفريكا و حجاز... با زنان همچو كنیز رفتار يا نگاه می‌كردند و يا در حجاز آنان را زنده بگور و سنگسار می‌كردند؛ در ايران باستان اين جشن، نشان از گراميداشت زنان و اوگ (اوج) شكوفايی و پيشرفت فرهنگی دارد.

گواه ديگر، زنان پادشاه، وزیر، هَندازگر (مهندس)، مِهراز (معمار)، فرمانده‌، ناخدا، پژوهشگر، نويسنده و دیگر در ايران باستان بودند، كه آشكارا ارج و برابری آنان را با مردان در زندگی روزمره نشان می‌دهد.

زرتشتیان همانند گذشته این روز را به نام روز زن و مادر جشن می‌گیرند.

جشن سپندارمدگان بر همگان و به ویژه بانوان فرخنده باد!

ایدون باد،

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد